بعدازیه غیبت صغری سلام مجدد!!
---
او را مي شناسي؟ همان را مي گويم که وجودت مديون اوست .
او بيمار است . او در رنج است .او از ثمره هاي وجودش در رنج
است .
من ميدانم . او هيچ نمي گويد اما از نگاهش قلبش را مي توان
خواند . چشمانش رازدار خوبي نيست .
هيچ کار از من برنمي آيد .
او به شما دلبسته است .
قدرش را بدانيد .
بيشتر قدرش را بدانيد .
قلبش شیشه است،
اگر بشکند...
شناختیش؟...مادرت را می گویم
+ نوشته شده توسط آشنا در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت
17:36 |

