تبليغاتX
سکوت سایه ها - گاه فراربه ازقراراست...
بايد ازاين شهر غربت واين مرداب گناه دل بريد
اينجا جاي من نيست
بايد گريخت ...
وگاه فرار به از قراراست...
دردنياي مجازي نمي شود به خدا رسيد
نمي شود بانيت قربت الي الله چت كرد
نمي شود براي رضاي خداازدستوراتش سرباز زد
وخلاصه نميتوان دانسته خود را فريب داد...
مي روم...
تونيز بنگر...
اگر دل به غيراوسپرده اي  براي هيچ مانده اي
درنگ مكن...
اينجا مرداب فساداست و مي بلعد آنكه خويشتن را در اختيارش گذارد
مي گريزم ازشر شيطان رانده شده
 
 
اين شهر غم از آن شما...
ياحق
 
+ نوشته شده توسط آشنا در پنجشنبه هجدهم آبان 1385 و ساعت 15:34 |