تبليغاتX
سکوت سایه ها - مادر

بعدازیه  غیبت صغری سلام مجدد!!

---

او را مي شناسي؟ همان را مي گويم که وجودت مديون اوست .

او بيمار است . او در رنج است .او از ثمره هاي وجودش در رنج

است .

من ميدانم . او هيچ نمي گويد اما از نگاهش قلبش را مي توان

خواند . چشمانش رازدار خوبي نيست .

هيچ کار از من برنمي آيد .

او به شما دلبسته است .

قدرش را بدانيد .

بيشتر قدرش را بدانيد .

قلبش شیشه است،

اگر بشکند...

شناختیش؟...مادرت را می گویم

 

 

 

+ نوشته شده توسط آشنا در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 و ساعت 17:36 |